شيخ ذبيح الله محلاتى

365

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

با قلامهاى چوب كه در گوشه و كنار حجره ريخته بود با آبى كه از بقيه تره و سبزىهاى خوردنى مىگرفت جواب مىنوشت و آن را لوله مىكرد از بالا به پائين مىافكند و نسوان بابيه گرفته بدر مىبردند بالاخره حكم اعدامش صادر گرديد مع ذلك ناصر الدّين شاه كشتن زنى را خوش نداشت فلذا دو نفر از علماء معروف طهران يكى حاجى ملا على كنى و حاجى ملا احمد اندرمانى را چندبار براى قرة العين فرستاد تا شايد بتوانند وى را از ضلالت و گمراهى بدر آورند قرة العين در جواب دوعالم مذكور باز همچنان بسخنان خود ادامه مىداد و از خر شيطان پياده نشد بالاخره شاه كه وى را در ضلالت خويش ثابت ديد فرمان داد تا وى را بكشند نيمه شبى مأمورين دولتى وى را از خانه ميرزا محمود تحويل گرفته بباغ ايلخانى بردند و دستمالى بگردنش بسته كشيدند تا او را خفه كردند و او را در چاهى افكنده سر آن چاه را با خاك و سنگ پر كردند و بدين‌ترتيب بحيات پرشور و فتنه زنى كه خود موجب قتل و خونريزى بيشمار شده و حتى از كشتن عموى خويش دريغ نكرده بود خاتمه دادند مؤلف گويد اساس مذهب بابيها از اجانب بود و اصلا در اين ترديدى نيست چون على محمد باب را ديدند دماغ او مختل است در اثر رياضت‌هائى كه در تابستان بوشهر تحمل كرده او را آلت دست خود كردند و در سنه 1260 هجرى بنك بابيگرى در ايران بلند گرديد على محمد كه پدرش ميرزا رضاى بزاز نام داشت مادرش خديجه محل تولدش شيراز شاگرد سيد كاظم رشتى شيخى و با آن جهالت كه تفصيلش در ناسخ و كتاب ( فتنه ) باب اعتضاد السلطنه و مفتاح الابواب مسطور است چگونه باوركردنى است كه او امام زمان حضرت حجت عجل اللّه فرجه باشد تمام رؤساى بابيه همه مردمانى بودند كه اگر هزار مرده در مقابل چشم انسان زنده بنمايند صلاحيت ندارند كه كسى از